تبلیغات
ادبیات فارسی - ادبیات غنایی
ادبیات فارسی
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


برای استفاده از پست های رمز دار با عضویت در این وبلاگ کد ورود را دریافت کنید

مدیر وبلاگ : amirreza jafariyan
نویسندگان
نظرسنجی
شاعر مورد علاقه ی شما چه کسی است







ادبیات غنایی گونه ای از ادبیات است که با زبانی نرم و لطیف ، با استفاده از معانی عمیق و باریک ، به بیان احساسات شخصی انسان می پردازد و بیانگر عواطف و ارزوهای انسانی و غم و شادی های اوست .

کلمه ی «غنا» در اصطلاح ادبی به معنی موسیقی است و شعر غنایی در اصل همراه با موسیقی خوانده می شده است ؛اما در حقیقت ،دامنه ی آن بسیار گسترده تر است و همه ی احساسات گوناگونی انسانی از قبیل عاشقانه ،مذهبی، عرفانی، هجو ،وصف طبیعت و جامعه و مسائل شخصی مانند غم غربت ، شکایت از زندان ، مرثیه ی عزیزان و نظایر آن را در بر می گیرد . بنابراین شعر غنایی آیینه ی آلام و لذّات و تأثرات روحی و دوستی ها  و عشق ها و... است و  بخش عمده ی ادبیات ما را تشکیل می دهد.

در این نوع شعر شاعر «خویشتن خویش» را موضوع قرار می دهد ، نوع احساسات شاعر در برابر مسائل متغیّر است .

برخی شعر غنایی را حاصل آرامش نسبی پس از جنگ های پی در پی می دانند .در شعر فارسی ، وسیع ترین افق معنوی و عاطفی ، افق اشعار غنایی است ؛ غزل یکی از سرشارترین حوزه های شعر فارسی است و نمونه ی کاملی است که می توان همه ی انواع شعر غنایی را در آن به خوبی ملاحظه کرد .

در غزل حافظ ، مسائل اجتماعی با بیانی غنایی و براساس «من» گسترده ی اجتماعی شاعر مطرح می شود ، با مسائل خصوصی از قبیل مرثیه ی فرزند یا دوست ، مباحث فلسفی ، هجو ، طنز ، وصف طبیعت و تغزّل و... به هم می آمیزد و در یک زمینه ی عرفانی سیر می کند . یکی از زمینه های ادبیات غنایی بعد اجتماعی آن است که با ابعاد فردی و خصوصی تمایز عمده دارد ؛ مثلاً مناجات سنایی ، حبسیه های مسعود سعد سلمان و غزل حافظ و طنز عبید زاکانی و مرثیه های بهار اگر چه در ابتدای امر صورتی کاملاً فردی دارند امّا هریک در نهایت یک یا چند پیام مهم اجتماعی را در بر دارند.

 

                                            

نمونه هایی از ادبیات غنایی :

  اشارت صبح شعری ازعبدالقادر بیدل دهلوی

 

برق با شوقم شرار بیش نیست  / شعله طفل نی سواری بیش نیست

 

آرزوهای دو عالم دستگاه   /  در کف خاکم غباری بیش نیست

 

لاله و گل زخمی خمیازه اند   /  عیش این گلشن خماری بیش نیست

 

تا به کی نازی به حس عاریت   /    ما و من آیینه داری بیش نیست

 

می رود  صبح و اشارت می کند  / کاین گلستان خنده واری بیش نیست

 

غرقه ی وهمیم ورنه این محیط  /  از تنک آبی کناری بیش نیست

 

ای شرر از همراهان غافل مباش   /   فرصت ما نیز باری بیش نیست

 

بیدل این کم همتان بر عزّ و جاه /  فخر ها دارند و عاری بیش نیست





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

فال حافظ






Powered by WebGozar